علي بن حسين انصارى شيرازى

111

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

آن است كه در وى حرارت بود و جلايى قوى و بصرى گويد گرم است در دوم و خشك است در اول محلل بود و بول براند و چون بكوبند و بر كلف طلا كنند نافع بود و البته كرم بكشد و حب القرع بيرون آورد و سده جگر و سپرز بگشايد و نقرس را سود دهد و سنگ گرده و مثانه بريزاند و خون حيض براند و درد پشت را سودمند بود و قولنج بگشايد و دردهاى اندرونى ساكن گرداند و رطوبتى كه در سينه و شش بود پاك كند و گويند مضر بود بدماغ گرم و احشا و مصلح وى رب اترج يا ريباس بود و بدل وى گويند مغز بادام تلخ سفيد كرده صاحب مخزن الادويه مىنويسد : حب المحلب به فتح ميم به فارسى پيوند مريم و بهندى كهيونى نامند و آن حب درختى است شبيه بدرخت بطم بدرازاى يك قامت انسان و بلندتر و برگ آن دراز شبيه ببرگ بيد و خوش‌بو حب الريباس بپارسى تخم ريباس خوانند بهترين وى تازه بود و طبيعت وى سرد و خشك و قابض بود و بغايت سرخ بود و سودمند بود جهت سرفهء صفرايى و جرب و حكه را نافع بود و بدل آن تخم حماض بستانى بود ريباس به لاتين RHEUM RIBES فرانسه RHUBARBE DES MOINFS انگليسى SORREL يا RHAPONTIC حب القرع بپارسى تخم كدو گويند بهترين وى آن بود كه آب شيرين خورده باشد طبيعت وى سرد و تر بود در دوم سودمند بود جهت تبهاى صفراوى و مقدار مستعمل از وى سه درم بود سرفه گرم و خشك را نافع بود چون بخورند با نبات تشنگى بنشاند و عسر البول كه از حرارت بود زايل كند و اسحق گويد مضر است به مثانه و مصلح وى تخم كرفس بود و جالينوس گويد بدل آن در كسر حدت ادويه كثيرا بود حب الرشاد حرف است بهترين وى بابلى بود و طبيعت آن گرم و خشك است و سفيد وى حرارت كمتر دارد از سرخ و مغص بلغمى را سودمند بود چون به آب گرم و روغن گل بياميزند و بياشامند عرق النسا را نافع بود و جهت قولنج سه درم بكوبند و بياشامند نافع است و بدل آن در ضماد عرق النسا شيطرح بود صاحب تحفه مىنويسد : تخم نوعى از جرجير است كه حرف نبطى نامند حبة الخضرا ثمر درخت بطم است و بشيرازى بن گويند و آن دو نوع است يك نوع را بن گويند و يك نوع را شاه بن و شاه بن خردتر بود كه همچنان با پوست توان خورد و درخت شاه‌بن را سقر گويند و از آن بن را بطم و ابن مؤلف گويد در حوالى ابرقو درخت بن را با فستق پيوند كرده‌اند و ثمر آن نزديك به فستقى بود و طعم بن مىكند و بهترين سبز و بزرگ و تازه بود و طبيعت آن گرم و خشك است در سيم و گويند در چهارم گرمى وى قويتر بود از خشكى و خوردن وى معده را بد بود و دير هضم شود و غذايى بد دهد و گرم‌مزاج را زيان دارد و مسخن سينه و گرده بود و بول براند و شهوت مجامعت برانگيزد چون با شراب يا سركه بياشامند گزندگى رتيلا را نافع بود و سعال و فالج و لقوه را سودمند بود و خوردن و از روغن وى مرهم ساختن و ماليدن و بر ذات الجنب ضماد كردن نافع بود و چوب وى چون بسوزانند و بر داء الثعلب طلا كنند موى بروياند خاصه موى سر و ورق وى چون خشك كرده بكوبند و بپزند و غلاف سازند بر سر موى را دراز كند و بروياند و نيك گرداند و صمغ وى در منفعت مانند مصطلى بود و در صاد گفته شود و بن مصدع بود و دهن را جوشاند و شهوت طعام ببرد و مصلح وى سكنجبين بود و ربوب فواكه ترش بود و صاحب منهاج گويد مصلح او كثيرا بود و صاحب تقويم گويد مصلح وى خمير بنفشه بود و در كتاب ابدان آورده‌اند كه بدل وى مغز جوز است و گويند به وزن آن مغز پسته و نيم وزن آن مغز بادام